العلامة المجلسي

67

حياة القلوب ( فارسي )

است كه شهادت هيچ فاسق مقبول نيست ، پس لازم مىآيد كه حالش از آحاد امّت پست‌تر باشد با آنكه شهادتش را در دين خدا قبول مىكند كه أعظم أمور است ، وأو گواه خواهد بود بر خلق در روز قيامت ، چنانچه در قرآن فرموده است كه لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً « 1 » . پنجم آنكه : لازم مىآيد كه حالش از عاصيان امّت بدتر باشد ، ودرجه‌اش از ايشان پست‌تر باشد ، زيرا كه درجات ايشان در غايت رفعت وجلالت است ، ونعمتهاى خدا بر ايشان تمامتر است از ديگران به سبب اينكه برگزيده است ايشان را بر مردم ، وگردانيده است ايشان را أمينان بر وحى خود ، وخليفه‌هاى خود در زمين ، وغير اينها از نعمتها كه ايشان را ممتاز گردانيده است به آنها ، پس مرتكب شدن ايشان معاصي را واعراض نمودن ايشان از أوامر ونواهى الهى از براي لذت فانى دنيا فاحش‌تر وشنيع‌تر است از معصيت ساير مردم ، وهيچ عاقل التزام اين نمىكند كه درجهء ايشان از ساير مردم پست‌تر باشد . ششم آنكه : لازم مىآيد كه مستحق عذاب ولعنت ومستوجب سرزنش وملامت باشد ، زيرا كه حق تعالى مىفرمايد كه وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ « 2 » كه ترجمه‌اش اين است كه : « هر كه معصيت ونافرمانى كند خدا ورسول أو را وتعدّى نمايد از حدود أو ، داخل گرداند خدا أو را در آتشى كه هميشه در آن باشد وأو را است عذاب خواركننده » ، وباز فرموده است أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ « 3 » ، ومستحق بودن پيغمبران خدا اين أمور را باطل است بالبديهة وبه اجماع مسلمانان . هفتم آنكه : ايشان امر مىكنند مردم را به طاعت خدا ، پس اگر خود أطاعت خدا نكنند داخل خواهند بود در اين آية أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ « 4 » كه ترجمه‌اش اين است كه : « آيا امر مىكنيد مردم را به نيكى وفراموش مىكنيد نفسهاى خود را وحال آنكه شما تلاوت

--> ( 1 ) . سورهء بقره : 143 . ( 2 ) . سورهء نساء : 14 . ( 3 ) . سورهء هود : 18 . ( 4 ) . سورهء بقره : 44 .